۲۴ اسفند ۱۳۸۸

گزارش کنسرت گروه کلهر-علیزاده

‌‌حدود یک ماه پیش شنونده و بیننده کنسرت کیهان کلهر، حسین علیزاده، حمیدرضا نوربخش و جمعی دیگر از نوازندگان موسیقی ایرانی در بوستون بودم. به بهانه‌ی گزارشی که برای نشریه کانون ایرانیان بوستون نوشتم این وبلاگ را بعد از عمری به روز می‌کنم. متن زیر عین گزارش است. حرفهایی هم در باب نقد آن دارم که می‌ماند برای مطلبی جداگانه.

 در جمعه شب نوزدهم فوریه سالن سندرز دانشگاه هارواد در شهر کمبریج میهمان مشتاقان موسیقی ایرانی بود تا گوش جان به آوای و نوای اساتید موسیقی ایرانی بسپارند. در این کنسرت نام‌آورانی چون کیهان کلهر و حسین علیزاده را حمید نوربخش (خواننده) سیامک جهانگیری (نی)، فریبرز غزیزی (بم‌تار)، پژهام اخواص (تنبک و دف) و حمیدرضا مالکی (سنتور) همراهی می‌کردند. این برنامه از دو بخش مجزا تشکیل شده بود.
ادامه

لينک | نظر(۱)

۱۶ اسفند ۱۳۸۷

دو آسمان


گرد مدار مدارا می‌گردی
            و از تو داستان نبودنت می‌ماند
هر آنچه بودی
            در تو تکرار می‌شود
و رفتن
           التزام رسیدنت نمی‌شود


اندکی بمان
         به بودن بیندیش
                    به اسرار ساکن اکنون
به دو آسمانی که
        یکی در تو بارانی‌ست
                   و یکی تو را سرگردان می‌کند


گرد مدار گذشته مگرد!
به تصویر دو آسمان
        اندام بودنت را بیاویز
و از تصور رسیدن
        دهانت را بیارای


تو تفسیر یگانه‌ی پروازی
        که پرنده‌ی بودنت
                 در هر دو آسمان
                           سروده است.

لينک | نظر(۰)

۱۸ دی ۱۳۸۶

امروز به‏تو می‏اندیشد


امروز به‏تو می‏اندیشد
سایه‏هایش آب می‏شوند.

فردا به‏تو می‏اندیشد
امشب از مدار بی‏تابی من
                         خواهد گذشت.

در خاطرات همیشه‏ات
            این ترانه‏ به‏تو می‏اندیشد:
لحظه‏های اشك
                 عاشق چشمان تواند.

لينک | نظر(۲)

۳۰ مهر ۱۳۸۶

عکاس رویاها و آرزوها

چشمانت را می‌بندی و به خاطره‌ای دور یا نزدیک می‌اندیشی، به آرزوی دیدن کسی یا بودن در جایی. احساس این خاطره یا آرزو نه در برابر چشمانت که در درونت نقشی می‌بندد که عکس نیست. یعنی تمامی اجزای آن با وضوح تمام در آن کنار هم چیده نشده‌اند. شهود تو از آن خاطره یا آرزو نقشی‌ست که اجزایش با شدت یکسان تو را به دیدنشان دعوت نمی‌کنند؛ آن هایی که تو می‌خواهی و می‌جویی، جایی در داخل آن نقش نشسته‌اند و تو احساسشان می‌کنی. حالا به نمایشگاه عکس‌های نوید نور که بیایی انگار با او شریک یادآوری خاطرات و تجربه‌ی دوباره آروزهایش شده‌ای.


نوید نور

ادامه...

لينک | نظر(۰)

۱۸ تير ۱۳۸۶

دردت چه بود؟

ای آبشــــــــار نوحه‌گر از بـــهر چیستی
چین در جبین فکنده گرفتـــــــار کیستی

دردت چه درد بود که دیشب تمـــام شب
سر را به سنگ می‌زدی و می‌گریستی

لينک | نظر(۵)

صفحه‌ی بعدی » | « صفحه‌ی قبلی